دست نوشته های نوجوانی 12 ساله

هر چیزی که بتونم میزارم اینجا دفترچه دست نوشته های نوجوانی 12 ساله است.

بیوگرافی لیلی(تیکن)

اینو واسه یکی از دوستان که گفته بود این بیو رو بزارم می نویسم:


نام:لیلی(emele de rochfort)

نام خانوادگی:راچفرت

ملیت:موناکو

سن در حال حاضر:17

نوع خون:A

وزن:123lbs

قد:"9'5

شغل:دانش اموز دبیرستان

سبک مبارزه:مبارزه ی خیابانی

این بیوگرافی کامل نیست و عیب های خیلی زیاد(دقیقش یعنی خیلی خیلی خیلی زیاد)

در تیکن 5 اون توسط چند نفر از گروگان گیران به عنوان گروگان گرفته شد البته لیلی در ماشین اون ها یه دعوای حسابی راه میندازه و اونا رو میزنه و از ماشین میپره بیرون و ماشین هم که رانندش بیهوش بود به سمت دره میره و منفجر میشه .لیلی عاشق مبارزست اما پدرش اقای راچفرت اونو از این کار منع میکنه ولی لیلی به همراه خدمتکارشون اقای سباستین توسط جت ها و ماشین ها به مسابقات بزرگ برده میشد.در تیکن 5 وقتی که میفهمه که مسابقات پادشاه مشت اهنین برگزار میشه به همراه سباستین به مسابقه میاد و از جمله رقیبای قدرتمندش گانریو و اسوکا و شائو هستند.و در مبارزه با اسوکا شکست میخوره و از مسابقات اخراج میشه.اون در تیکن 6 میفهمه که که جین پدرشو گروگان گرفته و لیلی برای همین دوباره وارد مسابقات میشه و برای ازادی پدرش مبارزه میکنه و در اخر میتونه پدرشو نجات بده ولی نفر اول نمیشه جین که به خاطر این که اون پدرشو بدون اول شدن نجات داده بود کمی عصبانی شده بود میخواد بره دنبالش که یاد ازال میفته و با لارس میره پیش ازازل.در اندینگ تیکن 6 اون با اسوکا تصادف میکنه و باز هم این دو با هم وارد جنگ میشن و سباستین بهشون میخنده و میگه:((مثل همیشه)).

امیدوارم خوشتون اومده باشه.




+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/02/27ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط سیاوش جان احمدیان  | 

بیوگرافی جین کازاما

خب همون طور که داخل وبلاگم بخش تیکنم هست گفتم بیام یه بیو گرافی بذارم.در ضمن خدمت یه چند نفری که میگن من بیو گرافی هامو از جای دیگه ای میارم و منابعو ذکر نمیکنم:من همهی بیوگرافی های سونیکو خودم نوشتم و اینم خودم مینویسم در ضمن من رو قانون منبع گذاری خیلی حساسم و اگه کسی مطالبه منو بدون منبع تو وبلاگش بذاره برخورد میکنم شدید (از راه های زیادی چون هک)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بیوگرافی جین کازاما:

نام:جین

نام خانوادگی:کازاما

محل تولد:جاپن،یاکوشیما

سن در حال حاضر:22

وزن:75 کیلو گرم

قد:180 سانتی متر

خون:ab

کار های مورد علاقه:قدم زدن در جنگل

چیزهایی که دوست دارد:ماردش،رقیبش(هورانگ)نینا ویلیامز،لینگ شائو

چیزهایی که از ان ها متنفر است:تقلب،پدرش،پدربزرگش،اوگر،ازازل و خون شیطانی

سبک مبارزه:سبک کاراته میشیمای حرفه ای-روش دفاع کازاما-کاراته

شغل:مبارز-رییس میشیما زایباتسو(تیکن 6)

اولین حضور:تیکن 3

شرح زندگی نامه:جین پسر جون کازاما و کازویا میشیما است.جون که از بارداری خود نگران بود از توکیو به یوکوشیما رفت.پس از به دنیا امدن جین به او سبک مبارزه ی کازاما را یاد داد.در یکی از شب ها وقتی جین 19 سال داشت،اوگر که نابودگر مبارزان بود به خانه ی ان ها حمله کرد.جون با اوگر جنگید و به جین گفت که به طرف پدر بزرگش هیهاچی میشیما برود.جین به حرف مادرش گوش نکرد و با اوگر جنگید با این که خودش میدانست شکستش حتممی است با او مبارزه کرد و اوگر ضربه به بازوی او زد که خون شیطانی را در بدن او به جریان در اورد.جین بیهوش شد و پس از مدتی دووباره به هوش امد ولی خانه ی خود را اتش گرفته و سوخته دید.برای همین با شتاب به سوی میشیما زایباتسو محل حکمرانی هیهاچی رفت.وجود او را نفرت،عصبانیت و خشم گرفته بود.برای هیهاچی موضوع را تعریف کرد و هیهاچی او راد در مدرسه ی خود گذاشت.جین در ان محل برای اولین بار لینگ شائو را دید و با صمیمی شد.جین تحت نظر هیهاچی در فنون میشیما خبره شد.پس از مدتی که تورنمنت مشت اهنین 3 شروع شد جین با کینه ی خود در ان شرکت کرد چون میدانست اوگر نیز در این تورنمنت حضور پیدا می کند.جین مبارزان زیادی را شکست داد تا به ترو اوگر(ورژن قدرتمند اوگر)برخورد.او پس مبارزه ای نفس گسر ترو اوگر راشکست داد و ترو اوگر به دره های نور تبدیل شد و ناپدید شد.هیهاچی برای به دست اوردن خون شیطانی که در حین وجود داشت دستور شلیک به او را داد و اخر سر خودش نیز تیری در جمجمه ی او زد. ناگهان جین به شکل شیطانی خودش یعنی دویل جین در امد و تمام لشکر هیهاچی را شکست داد و گلوی اورا گرفت و به طرف دریا رفت و اورا در اب انداخت و در شب ناپدید شد.در وقتی که تورنمنت چهارم شروع شد او به مبارزه امد و رقیبی سرسخت پیدا کرد به نام هوارانگ.او هوارانگ را نیز شکست داد و در مبارزه ی اخر خود پدر خود کازویا را که دوباره زنده شده بود(در بویگرافی کازویا این موضوع را توضیح خواهم داد.)ملاقات کرد و او را شکست داد اما هیهاچی وارد میدان شدو به کمک کازویا اورا شکست داد و به دیوار بست.جین ناگهان بیدار شد و به دویل جین تبدیل شد و هر دو را به شدت زد.او خواست ان دو را بکشد که مجسمه ی بودا را دید و به یاد مادرش افتاد و از کارش پشیمان شد و پرواز کرد و سقف را شکست و فرار کرد.بعد از مدتی که در کوهستان مشغول یه تمرین با قدرت شیطانی خود بود تا ان را به اختیار خود در بیاور با مادرش به شکل اوگر زن مواجه شد و اورا شکست داد و توانست قدرت خود را در اختیار بگیرد و به تورنمنت پنجم رفت.بلاخره با هوارانگ رو به رو شد و این بار از هوانگ که خیلی تمرین کرده بود در حال شکست بود که قدرت دویل خود را فعال کرد و او را شکست دارد.او در مبارزه ی اخر با جینپانچی میشیما جد خود مبارزه کرد و اورا شکست داد و به پودر تبدیل کرد.حالا او رییس میشیما زایباتسو شده بود.جین احساس قدرت می کرد و تصمیم گرفت دنیا را به تصرف در بیاورد و در این کار تا حدی موفق بود.در همین هنگام کمپانی جی که رییسش کازویا بود به جنگ او رفت.مردم نیز حامی گمپانی جی شدند.ازازل ظهور کرد تا قدرت کازویا و جین را بگیرد ولی در اخر مبارزات وقتی جین با ازازل مبارزه کرد جین خودش را با نیروش به طرف ازازل پرت کرد و هر دو درون چاهی افتادند و در چاه انفجار بزرگی رخ داد و فکر می کنم جین کشته شد.(هر چند می دونم اون هم دوباره به داستان بر می گرده)

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یه نکته ارض کنم که من شخصیت مورد علاقم جین نیست لارس الکساندرسونه بعدشم کازویا بهد از اون جین رو دوست دارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/10/14ساعت 7:37 بعد از ظهر  توسط سیاوش جان احمدیان  |